محمد ابراهيم آيتى

309

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

انتشار حركت قريش در مدينه عبّاس بن عبد المطّلب به وسيلهء نامه‌اى كه نوشت رسول خدا را از تصميم قريش و هر پيش‌آمدى كه در مكّه اتفاق افتاده بود با خبر ساخت . و رسول خدا هم « سعد بن ربيع » را از نامهء « عبّاس » آگاه ساخت . و منافقان و يهود مدينه به خبرسازى و تحريك و تشويش مردم پرداختند . و بدينسان خبر قريش در مدينه انتشار يافت . پنجشنبه پنجم شوّال رسول خدا دو نفر از أصحاب ( أنس و مؤنس : پسران فضاله از بنى ظفر ) را در شب پنجشنبه پنجم ماه شوّال به منظور تحقيق و بررسى وضع دشمن بيرون فرستاد و پس از بازگشتن ، گزارش دادند كه قريش ، اسبان و شتران خود را در كشتزار « عريض » رها كرده‌اند و ديگر برگ سبزى در آنجا باقى نمانده است . سپس « حباب بن منذر » را فرستاد تا به ميان سپاهيان دشمن رفته و شمارهء آنها را تخمين زند و اطّلاعاتى براى رسول خدا بياورد . جمعهء ششم شوّال اصحاب رسول خدا در اين شب مدينه را پاسبانى كردند و « سعد بن معاذ » و « أسيد بن حضير » و « سعد بن عباده » با عدّه‌اى مسلح تا بامداد در مسجد و بر در خانهء رسول خدا به پاسبانى ايستادند . در همين شب رسول خدا خوابى ديد كه در اثر آن خوش نداشت از مدينه بيرون رود و در اين باب با اصحاب خود مشورت كرد و گفت : اگر مصلحت بدانيد در مدينه مىمانيم و دشمن را در همان جا كه فرود آمده است رها مىكنيم تا اگر همان جا بمانند به زحمت باشند ، و اگر به مدينه هجوم آورند با آنان نبرد كنيم . « عبد اللّه بن أبيّ بن سلول » و بزرگان مهاجر و أنصار نيز چنين عقيده داشتند . رسول خدا گفت : در شهر بمانيد و زنان و كودكان را در برجها جاى دهيد ، اما جوانانى كه در بدر شركت نكرده بودند ، به شوق شهادت با اين رأى مخالفت كردند و گفتند :